شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

سلام بانو ...كوثر

 

نمی دانم آيا

اگر لحظه ای بال خوابيده اين پرنده

به پرواز هم نه

 به خميازه ای باز باشد

به هفت آسمان تو

يك ذره بر می خورد ؟

(قيصر امين پور )

.

نرگسم يادت هست دو سال پيش همچين شبی كجا بودی ؟

يادت هست ....

....

بانوی اب و اينه  را يادت هست

گريه و حيرت

بغض و مستی ....

................................ بقيع ...........................

   + نرگس فتحی ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٤/۳٠
comment نظرات ()

مغضوب عليهم هستم ...خوشوقتم !

بعد عمري سراغ شعري  امدم فقط براي اينكه نميرد

خوب بميرد ...

 

چندين بار امدم براي خانم زهرا بنويسم ولي نشد ..

هر كسي كه نمي تونه  از اين نازنين  حرف بزنه . لياقت مي خواد .

اينطوري بهم فهموندن كه تا طاهر نشدي  نمي تواني براي ياس بنويسي

هر چند اين روز ها ياس رو سر سجاده هامون داريم و با ديدن هر كدوم هم يك يا فاطمه تو گلخونه دل شكوفه مي زنه ولي اين مهمه كه بتوني  شكوفه اول رو تا امدن دومي زنده نگه داري . تا عطرش  از نفست بيرون بزنه .. تا دوباره پيشونيت از نور فوران بزنه  تا دوباره چشمات مواج بشن  تا دوباره وقتي مي گي  فاطمه تو دلت جمع بشه  تا دوباره ياد بقيع بيفتي  تا دوباره  ياد تابوتي بيفتي كه علي به دوش كشيد  ...

تا دوباره ياد علي بيفتي ...

تا دوباره ياد علي بيفتي .......

تا دوباره علي ياس رو سجادت بذاره .. تا  وقتي از خواب پا ميشي  بالاي سرت ياس ببيني  .... تا دوباره علي به ياس خونت اب بده

تا دوباره دلت علي اي رو بخواد كه  برات ياس بياره ...

تا دوباره دلت اب بخواد

اشك بخواد

فاطمه بخواد

بقيع بخواد

 در سيماني مسجدش را كه بوي عطر مي ده  بخواد

 تا دوباره دلت علي اي رو بخواد  كه قبل از اينكه  روي موهات ياس بچينه  دلت رو اكنده از بوش كنه ....

 تا اخر هم نفهمي كه علي رو مي خواستي يا ياس هايي  رو كه مي اره .............

  

.

 

ميان اين همه شب فرض كن ستاره نداري

ميان سينه ما نيز يادواره نداري؟

ميان  اين همه چشمي كه بي ستاره  ي اشكند

تو غصه مي خوري  از اين كه يك ستاره نداري؟

 نجيب من ! تو بجايش  پر از ترانه دردي

تو

بغض

 اشك

غزل

روح تكه پاره

نداري؟

 

 

(از وبلاگ سياه مشق )

 

حرف براي زدن زياد دارم ولي ...

تمام شدم ...

بي تعارف

خالي شدم از معلومات و معنويات ...

و در حال تلاش براي احيا شدنم!

 التماس دعا

   + نرگس فتحی ; ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٤/٢۳
comment نظرات ()

عسل بانو.......

ميلاد حضرت زينب مبارک ................................

*********************

بعضی ها از جنس و رنگ خودت هستند

وقتی می بينيشان سلام و عليك روز ازل  برايت تداعی می شود

و هنگام حضورشان روح و جسمت آسوده است و الهام بخش آرامش .

هرچند اگر همه جسم من هم آرام باشد اين دستان از حركت نمی ايستند و می زنند ليوان مالامال نوشابه را پخش ميز می كنند !!

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٤/٥
comment نظرات ()