شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

این دل صاب مرده هی نق و نق و نق می زنه

این روزها یکی از بچه های دانشکده صدا و سیمای تهران مشغول ضبط تله تاتری برای پایان نامه اش بود. از اقبال بدش از من خواست که برم براش صدابرداری کنم . منم رفتم هی برداشتم .

بنده خدا!

خیلی تله تاتر عجیبیه . به قول هنریا از اون ابزورداس! و البته از اون دیوید ممتی ها که بازی زبانی داره ! از سر تا تهش هیچی دستو نمی گیره .

"دیگه حالی به آدم می مونه ؟

خانوما : نه والله

پری... پری ... چقده تو ماهی "

چند وقت پیش بود رفتیم فینال مسابقه والیبال چی چیه ملل آسیا

تجربه ای بودا ! به جان خودم، به جان خودم لحظه ای که از درگاهی راهروهای پشت زمین اصلی آروم رفتم به سمت ورودی ( تصویر دوربین آروم پن می شود) و خیل عظیم جمعیت رو دیدم در بهت و تحیر چنان غوطه ای خوردم که کم مونده بود غرق بشم . باور کن به جان خودم ، به جان خودم نعوذ بالله همچین تحیری رو وقتی که خونه خدا رو دیدم داشتم ( تازه اونجا یه کم  با تلقین هم بود . اینجا خالص تر بود . من معذرت می خوام ولی بود خب)

حال خوبی بود . بی جهت هیجان زده بودم .

" دیگه حالی به آدم می مونه ؟

پری ... بارا بارام رام ... پری"

بعد از کلی جیغ زدن از حامد پرسیدم حالا چی می شه امتیاز می گیرن؟

یه نگاهی بهم انداخت که مطمئن بشه اذیتش نمی کنم

و بعد با حالت پدرانه ای گفت :

توپ نباید بیفته زمین

 "دختری دیدم خجا لت لت لت می کشید"

دوباره کف و سوت و جیغ و تشویق و بعد دوباره آستین حامد کشیدم و گفتم کی وقت بازی تموم می شه ؟ دوباره یه نگاه انداخت و و یه کم سفیدی چشمش بیشتر از سیاهیش شد و یه دقیقه مکث کرد . دید من دارم پلک می زنم یعنی منتظرم جواب بده. باز دوباره یه نفس عمیق کشید و گفت والیبال زمان نداره ستیه! سه ست باید ببرن !( اون موقع یه ست عقب بودیم)

" وقتی دنبالم می آد با عشوه هی در و در و در می زنه "

ست ها هی می گذشت و ایران می برد . من یاد گرفته بودم به تابلوی بالای سرم نگا کنم و خوشحال بشم از اینکه امتیازا هی بالا و بالا تر می ره. نه به خاطر پیروزی غرور آفرین ایران . به خاطر اینکه تکلیف ست ها زودتر مشخص شه و بازی تموم شه . از سر پا وایسادن خسته شده بودم.

 حامد من خسته شدم

احتمالا حامد تو دلش : من این دهنمو ج... می دم .

"پری گلی به جمالت پری دلمو بردی حلالت "

  • دیروز رفتیم یه هیات تو خیابون محمودیه تهران . so fashinable

"قرشو برم .. اوووه اوووه"

نسکافه با طعم جواهر و کت دامنای آنچنانی با ال سی دی های اینچنانی و اوووووو کیا بیا . آهنگ زیر کلام سخنران و کارگردان تلوزیونی و دیزالو و غیره وذلک

"قبل مهمونی می خواد حاضر بشه  نق و نق و نق می کنه "

  • دیشب تب و لرز داشتم اسیدی !

"مرد خوبه خوش تیپ باشه پولدار و بد اخلاق"

  • نتیجه اخلاقی :

موقع متن نوشتن آهنگ گوش ندید وگرنه متنتون اینی می شه که می بینید

" زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چاق ....

و این حکایت همچنان باقی است

دیرم شد ....

 چادریه منم . ما که نمونه ی ابتذالیم!

   + نرگس فتحی ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧
comment نظرات ()