شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

مونس

- به  نظرتون اضافه کردن پرتقال رنده شده به ترکیب تقریبا متعارف شلغم و سیب زمینی و پیاز، تغییر فاحشی تو ساختار سوپ می ده؟ اینقدر که خورنده ی مورد نظر نتونه بعدش ممنتو* ببینه؟

- نمی دونم، شاید ترکیبی کلاژگونه، تجربی و ماجراجویانه متناسب با فیلمی کمابیش واجد همین خصوصیات!

- آیا شما حاضرید خودتونو در معرض همچین تجربه ای قرار بدید؟

- خطرناکه

-بی نوا پرتقال مگه چی  از فامیلش نارنج کم داره!

گاهی آدم نگران چیزهای غیر مترقبه و غیر متعارفه در حالی که درست از المان های آشنا ضربه وارد می شه مثل غلبه ی بلامنازع شلغم به همه چی تو این سوپ مذکور.

 

 

 

*ممنتو فیلمی از کریستوفان نولان است.

 

   + نرگس فتحی ; ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٤
comment نظرات ()

خرخاکی خانوم

خرخاکی خانوم یه دونه ی هزار دونه پیدا کرد. مادربزرگش گفته بود که این میوه کمیابه و خاصیت های زیادی داره. خرخاکی خانوم قصه ی ما گفت حالا که این میوه خوبه پاشم از این میوه به همه ی هم محلی هام بدم.

تو سیزده قسمت پیش همه ی همه می ره ولی خیلی  از مردم بد اخلاق میوه رو نمی خورن و دور می اندازن به غیر از بچه ها! 

بچه ها میوه رو خوردن و شاداب شدن! همه آخر قصه می رن تو جشن تولد یکی از هم کلاسی ها و راز میوه ی هزار دونه فاش می شه.

صاحب امتیاز کار ناجا س! پارسال برای توزیع بین مسافرای نوروزی یه مجموعه ای به تهیه کنندگی حامد جوادزاده ساخته بودیم. اینم یه بخشیش بود.

قسمت اول ، قسمت ششم ، قسمت دهم و قسمت آخرش  رو برای دانلود می ذارم.

صدای قصه گو خودمم که  اگه بشنوید متوجه می شید  سرماخورده بودم.

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٠
comment نظرات ()

سیرابی و لبو و حرم

*کفش های سبز یشمیم تونستن سرعتمو زیاد کنن اینقدر که پاهام بتونن بار سرخوشی ای که از داشتن دو روز عالی تو وجودم جمع شده بود حمل کنن!

*با دوستان جونی م بودم. با کسانی که آروم و قرار گرفتم پیششون.پیش کسایی که لازم نیست برای دوقرون نگاه دومن محاسبه و معادله حل کنی.

*نمایشنامه ی هنر یاسمینا رضا روخوندم.

آیا واقعا از این نمایشنامه می شد این طور برداشت کرد که ما دوستامونو برای ارضای خود‌خواهیای خودمون می خواهیم؟

*چقدر من این لیلا رو دوست دارم! دلمو می بره هر دفعه. نوای غم انگیزی داشت این بار.

*دوست تازه تاسیسمو هم خیلی اذیت می کنم وقت و بی وقت! شایدم اذیت نشه! چه می دونم.

   + نرگس فتحی ; ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٩
comment نظرات ()

پروانه ای توی دلم پر می زند.

حس و حال ها بدل می شن. عوض می شن. رنگ به رنگ می شن و توی دلت پیچ می خوره پروانه ای توی دلت جون می گیره، پر می زنه، جون می کنه و دلت پیچ می خوره و رود گل آلود اسید امعا و احشات رو به هم می تابونه و جسد پروانه رو با خودش حمل می کنه و به گوشه ای پرت می کنه. چه کسی، چه زمانی گفت که پروانه ها ققنوسند؟ تو بودی که گفتی دل شوره هات رو دوست داری؟ تو بودی که گفتی جون گرفتن پروانه به هر قیمتی عزیزه؟ پس چرا رنگت پریده؟ از پروانه بودن فقط پر دادن رنگ و رو بلد شدی؟ چرا می لرزی؟ یعنی لذت بردن بدون ترس و لرز مثل مایه ی بی فتیره! قرار شد بنویسی، قرار نشد حرف بزنی، قرار شد رها شی! قرار نشد اینقدر فکر کنی. به نظرت قرار یه جور قیده؟ برای همین پروانه رو از پیله نجات دادی؟ برای همین پرش دادی برای همین تو روز آفتابی پرش دادی؟ نگفتی روزای آفتابیه تو بارونیه!نمی دونستی قطره های بارون جلو آفتاب که بیان می شن ذره بین و بال پروانه آتیش می گیره و می میره؟ کدوم پیله کدوم پروانه همش خیالاته مگه نه؟ اِ؟ نگفته بودی حلزونی؟! خودت با خودت خیالات کردی و عشق کردی و زاییدی؟ بابا تو خیلی معرکه ای! حالا که زاییدی زیرش نزن زیرش نمون چرا به پروانه ات اجازه دادی پر بزنه که آتیش بگیره؟ نگه اش می داشتی می ذاشتی تو دلت وول بخوره توام دل شوره می کشیدی. خودت گفتی دل شوره دوست داری. نگفتی؟ گفتی! به من دروغ نگو. گفتی! 

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٦
comment نظرات ()

مخدر خودخواسته

دیالوگ:

_نگران نباش.

_ هیچ چیزی نمی تونه منو نگران کنه ولی بعضی چیز ها می تونن منو حرص بدن.

   + نرگس فتحی ; ٢:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳
comment نظرات ()

یک آفرین گذاشته ام بالای طاقچه برای او که بگوید باشد.

http://rooyesh.radiojavan.ir 

این یه لینکه ! در نگاه اول فقط یه لینکه ولی ممکنه یه راه باشه برای اونایی که رادیو رو دوست دارن و عقیده  دارن خوش صدا و خوش بیان و خوش فکرن. 

رادیوی دوست و همسایه رادیو جوان ، خانه ی پدری رسانه ای من ! به جوونا باز هم داره عرصه می ده. درباره نحوه ی این میدون  دادن و چگونگیش حرف دارم، نقد دارم، ولی فعلا شما که اینجا رفت و آمد می کنید برام مهمترید تا رادیو جوان.

بنابراین توضیح می دم براتون : 

می تونید فایل صوتی بسازید و برای این سایت بفرستید. جای آپلود فایل داره و اون ها هم توی یه برنامه پخشش می کنن. راه بدی نیست برای بروز استعدادتون. 

فقط لطفا هر کی از اینجا ادرس این سایت دید توی کامنتاش ذکر کنه که از طریق نرگس فتحی با سایت رویش آشنا شدیم. این طوری معلوم می شه شما هم یه خونه ای تو اینترنت به اسم شعری دارید. 

*

یه مطلب دیگه:

برای کودکان نابینا هم می تونید قصه بخونید و بفرستید. اینم  لینک و خبر

 

"هر کتاب کودک، علاوه بر متن از تصاویر و نقاشی هایی نیز برخوردار است. اما کودکانی هستند که از دیدن این تصاویر محرومند.شما می توانید با صدای خود، جهان را برای این کودکان نقاشی کنید
....
علاوه بر امکان ضبط صدا در منازل خویش ،دوستان ساکن تهران و یا سایرعزیزانی که برایشان مقدور می باشد در صورت تمایل می توانند برای ضبط صدابا تعیین وقت قبلی به کتابخانه عطار نیز مراجعه نمایند.(شماره تماس 55718143)
اینم ادرسش
اگه یه وقت این لینکه راه نداد " کتابخوانی برای کودکان نابینا" رو سرچ کنید پیداش می کنید. 
منم فقط خبرش رو دیدم و اطلاعات بیشتری ندارم. دیدم صدا خوشگلا صداشون مونده رو زمین گفتم یه کاری کنیم به درد بخوره این حنجره های طلایی
*
حرف زیاد دارم ولی یه خورده شو جای دیگه خرج می کنم یه خورده هم  بعدا می ام می نویسم.
*
برای دل خودم :
# خوش به حال ضمیر مفرد! 
 

   + نرگس فتحی ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢
comment نظرات ()