شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

سفر

بید مجنون مادر زلف هایت را افشان کن، باد هرگز تو را نمی شکند، زیبا تر می کند.

می دانم تو بیدی نیستی که با این باد ها بلرزی ولو سوگ مادر تند باد باشد.

فاطمه جان

صبوری صیقلت می دهد.؛ نرمی کن تا شکیل تر شوی.

***

بده بعد از مدت ها به تسلیت به روز شی . 

کلی سفر رفتم تو این مدت .آدم های جدید شناختم.

از همه مهمتر کلاس نویسندگی مون راه افتاد. دچار حس جدیدی شدم . عجیب بچه هامو دوست دارم. بهشون فکر می کنم. منتظرم متناشونو بخونم. با هم بخندیم . گریه کنیم . بگردیم. خوش باشیم جوونی کنیم. همدیگه رو تجربه کنیم تجزیه کنیم از نو بنا کنیم . 

هنوز بغض چند خط بالا یه چیزی تو قفسه ی سینه مو داره می چلونه ولی سعی می کنم خودمو بزنم به اون راه که بهش می گن الکی خوش. چرا که نه؟

***

رقص وبلاگ مایکل جکسون می دونین چیه؟

من می دونم هار هار 

دکی دوست داریم 

منظور از دکی فردی است که ما را اسکل خودش کرده  و عشقش ما را آواره کرده و بند نامرئی مرام معرفتش کشان کشان از تهران می برتمان اصفهان تا آنجا دهان مبارکمان را مورد عنایت قرار بدهد و به قولی سرویس کند (از جهت ایمپلنت و کاشت و عصب کشی و غیره و ذلک )، شخص مذکور کسی است که قهرمان کاراته بوده و لازم به ذکر است وی نیم وجب بیشتر قد ندارد و به زور هم که شده قرار شده  خانه اش منزل امید ما باشد و ما به این قصه التزام عملی داریم بنابراین هفته ای یک بار می کوبیم می رویم اصفهان با بهانه یا بی بهانه . ( "با بهانه اش" را  مهدی و حامد و عبدالله خوب می دانند یعنی چه. با نقش آفرینی نسترن )

***

حامد جان می شه بگم دیجیتالم کجا بود؟

***

واااایییی . وااااییییییییییییییییی . باز آمد بوی ماه مدرسه بوی گند ماه مدرسه . 

اییییی بوی پاییز حالمو بد می کنه 

سرما ... مور مور ...

***

تا اینجا از هانیه و مریم     و شاپرک و بهاره و آذین و فاطمه حیدری و ریحانه خبر دارم که ارشد و کارشناسی قبول شدن 

مبارکشون باشه.

بقیه هم بگن تا بگم

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٢۳
comment نظرات ()