شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

فیوز " مادرم چی می شه" رو در آوردم.

گاهی کار به اینجا می کشه که حتما باید من تو رو تو کی علیرضا روزگار گوش بدی ولاغیر!

منو می کشی آخر ...

نمی دونی که سخته ...

رنج و عذاب و حسد ...

و قر توی کمرت قلبمه شه که مبادا بغض تو گلوت غمباد شه.

به هر حال برای شاد بودن راه های عملیاتی ای هست که این هم یکی از اون هاست.

فیوز "مادرم چی می شه" رو دیشب موقتا در آوردم. بعدا سر فرصت دوباره نصبش می کنم.

فعلا " خودمو" عشقه که : من تو رو تو کی ...  حاشا نکن ... اگه یارتو ببینی که... آهنگ لوپ کردم.

 دستفروش داد می زنه :

خونه دار و بچه دار زنبیل بر دار و بیار : روغن مغز استخون آدمیزا    ا      ا   د ، می    ف     رو    شیم.

صدای اس ام اسمو باید عوض کنم: کار خود گر به کرم باز گذاری نرگس     ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی.

ای بسا!

چه بسا! تیکه کلام معلم زیست دوم دبیرستانمون بود. سینش هم می زد. خیلی هم زشت بود. خوشم نمی اومد ازش. بعضی معلما آی  کیو پایینن.

حالا که تو ماکارونی زیاد روغن ریختی حالت خوبه؟ یعنی خوبت شد؟ بکوب، بکوب. هی ظرفا رو بکوب به هم شاید یه طوری شد! والا! محکم تر بکوب! انگار چرخش دنیا عوض می شه. لئیم!

هه لئیم!

همه  ی تغییرات در زندگی ، اندوه به دنبال دارد! زیرا آنچه پشت سر می افکنیم، بخشی از وجود ماست.

دلم برای لپات تنگ می شه.

=خوابیدی؟

+ آره  

= من خوابم نمی آد.

+ مردم دوستش دارن .

= کیو؟

+خاتمیو!

= بخواب.

+ توام بخواب دیگه اَه.

بوی پیاز داغ می آد.

سوخت.

رنج و عذاب و حسد...

در شان تو نیست.

کلاس آموزش تضمینی خارخار.

وای "رئیس" داغ کردم.

... بی زارم

فخاری فعلا دست نگه دار، برای کلاسا زنگ نزن.

 

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢٧
comment نظرات ()

لطفا با برهان خلف رای ندهید.

آقا، خانم، اینکه به کسی رای می دهید که دیگری رای نیاورد هم شد روش؟ شد استدلال؟

آن سال ها ملت به آقای خاتمی رای دادند که آقای ناطق رای نیاورد. دور اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به او رای دادند که آیه الله هاشمی رفسنجانی رای نیاورد، بعد 4 سال گذشت و همین ملت برای احتراز از احمدی نژاد بیشتر به آقای موسوی رای دادند.حالا هم به نظر می رسد که به رای بعضی ها! با همین شیوه دارد اضافه می شود.این روزها بسیار شنیده می شود که من به "بعضی ها" رای می دهم که بقیه رای نیاورند. یا اینکه فقط به یک جمله که شنیده شده رای آقا فلان شخص است! قناعت می کنند و رای شان را با همان شنیده ها تنظیم می کنند.آخر پدرت خوب آقا خودشان گفتند" من یک رای دارم که آن هم کسی نمی داند". لطفا شما هم فقط منافع خودتان را در نظر بگیرید که اگر تک تک هم وطنان همین طور فکر کنند کسی که انتخاب می شود در مجموع برای عده ی بیشتری سودمند است. 

به هر حال نظر بنده به نظر کاندیدایی نزدیک تر است که برنامه های مدون تری دارد و او کسی نیست جز:

محسن رضایی 

***

 In the wild film said: happiness is real only when shared*

 I said: i was sharing all my old happines , and i hope to pick them up from tree of sun tomorrow

now i'm so busy

"watering with eyes"

 

   + نرگس فتحی ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢۳
comment نظرات ()

کار از کار گذشته

- هوشّه! یواش

--  ها؟ خو حالا چی شده مگه؟ لباس کاره دیگه! واسدا بتکونم.

-  لازم نکرده. بده من اون استنبولیو... گندت... اَه ... بتّرکی .

--  خب از دستم در رفت.

- سیمانه ، مگه حالا می ره. نون نخوردی!؟

-- م...

+ بفرمایید.

- فاتحه اشو می فرستم، دستم کثیفه. پسر جون مراقب باش.

-- من می خوام،  آقا داوود بردار لاش گردو داره ها.

- تو بخور که دستت گیر نداره، بابا بجنب این حیاط باید تا غروب تموم شه.

-- الان

- اِ... دِ ... آقا پسر بِت گفتم مراقب باش دیگه نیگا چی کار کردی؟

+ آخ کفشم سیمانی شد!

- یارو رو ببین نگران کفششه! اَکِهِی. برو دیگه کار خودتو کردی. توام اینجا رو دوباره ماله بکش.

-- اَه...

-  اول برو چار تا سنگ بذار اونجا ملت گند نزنن تو سیمانا.

-- گذاشتم بابا خیالتون تخت.

صدای اذان در حیاط پیچید، چراغ ها هنوز روشن نشده بودند. ولی آنقدر هم تاریک نبود که یاکریم ها  یا علی بگویند و دل از دانه ها بکنند ولی آقا داوود و شاگردش  می خواستند بروند. از معبری که هنوز سیمان نکرده بودند گذشتند. یا کریم ها دسته ای هول کردند و به هوا پریدند ، تا نزدیکی های گنبد فیروزه ای. آقا داوود و شاگردش به سمت شیر آب رفتند. نسیم خنکی از روی حوض بلند می شد و با خودش بوی حلوا می آورد. شاگرد دست هایش را شست و لای موهایش کشید و آقا داوود  شلوارش را تکاند و آب زد. بعد همان طور که خم بود و با ناخنش ریزه های شن را از شلوار می کند، نیمچه نگاهی به سمت سیمان کاری شده ی حیاط انداخت و به شاگرد گفت:

- خوب این دفعه مردم رعایت کردن ها! سیمانه هم یه دست شده.

-- هووم! گفتم خیالت تخت!

صبح اول وقت خورشید بالا آمده و نیامده یا کریم ها بدون اینکه به رفیق و همسایه کاری داشته باشند با عجله به زمین نوک می زدند وبرداشتن دانه از عمق نیم سانتی کمی کار را برای خودشان سخت کرده بود. سنگ فرش سیمانی کف حیاط امام زاده، به رد پای انبوهی از پرنده ها آذین بسته شده بود . طرحی مثل تجمع قاصدک های توی نقاشی های کودکان. 

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱۸
comment نظرات ()

مبعث مبارک

دم غروبی تو کوچه سلانه سلانه و بی رمق به سمت خونه ی پدری می رفتم. اذان بارید. تو دلم گفتم باید روز خوبی باشه. یادم باشه از مامان بپرسم چندمه رجب.

پرسیدم، شب مبعث بود و برای همین من برانگیخته شدم.

خدا پشت و پناهم باشه که احتمالا سنگ ها و شکمبه های فراوانی در راه است.

***

تو مسابقه ی داستان نویسی http://sendyourtale.com شرکت کردم. داستان لِک و لِک کردن، داستان نهم، برای منه. اگه می خواهید بخونید باید فایلشو دانلود کنید. خوشحال می شم نظرتونو بدونم. راستی می تونید به سایته هم ایمیل بزنید و به داستانی که دوست داشتید رای بدید.  

   + نرگس فتحی ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱٦
comment نظرات ()

حکمت شادان

من چون چیزهای زیادی را ریختم و چیزهای زیادی را کاشتم از نظر دیگران بی اعتنا هستم. آنکس که جامی لبریز را سر می کشد مقداری را نیز هدر می دهد، اما این دلیل بی اعتنایی به شراب نیست.

"نیچه"

همیشه اونی که مظلوم نمایی می کنه برنده است و اونی که مظلومه  برای  مدت ها بازنده!

"فتحی"

مواظب باش...!  او می اندیشد و همین اکنون دروغی را آماده می کند. این کار مرحله ای از تمدن ملت هاست. فقط کافی است به زبان رمی رجوع کنید تا ببینید منظورشان از دروغ گفتن چه بوده است.

(دروغ گفتن   mentiri به زبان رمی به معنی ابداع و اختراع  کردن است)

"نیچه"

به وانهادگی هم فکرکنید. وانهادگی نوعی رهاییه و با واماندگی فرق داره.

"استاد جونی"

 آدم گاهی دنبال یه نفر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرده که به جان طبیعت نزدیک باشه، اون وقت می تونی موقتا قفل طلای قلبتو براش باز کنی و اجازه بدی نوای خوش بوی همه ی حرفات، راهشو بکشه و بشه ترد ترین مزه برای اون یه نفر! دنبال حرف زدن نیستم اگه کامت  ترد و شیرینه فقط لبخند بزن تو در مقابل دوربین مخفی هستی !

 خخخخ ! فحش نده من خودم ناموسم!

"ناموس"

 

   + نرگس فتحی ; ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱۱
comment نظرات ()