شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

 

                                     سلام كعبه سلام استان سبز سجودم

                                سلام قبله من هستي ام تمام وجودم

                                 سلام عشق نجيبي كه صاف و ساده  و پاكي

                             فداي نيم نگاهت تمام بود و نبودم

gماه ذي حجه هم فرا رسيد ... و اين ماه از ماه هاي شريفه است .. خصوصا روزه نه روز اول ان و از ديگر اعمال نمازي دو ركعتي بين نماز مغرب و عشا است

>>؛ عرفه ؛<< هم وبلاگ زيبايی است كه با ياری  شما پر بار تر می شود

g- هر كدام از دوستان كه تمايل به شركت در ختم قران (روزي پنجاه ايه )دارند مي توانند با اين اي دي تماس بگيرند

Abdozahra113@yahoo.com

اين امر در مكلف شدن ادمي به قرائت قران بسيار كار ساز است .

g  - در ايه شريفه 106 سوره نحل گفته است كه “كساني كه بعد از ايمان كافر شوند بجز انها كه تحت فشار و اجباراظهار كفر كرده اند در حالي كه قلبشان ارام از ايمان است .... “    در تفسر نمونه جلد 11 صفحه 418 از اينان به عنوان مرتد ياد كرده

از۲۷كامنت داده شده فقط سه نفر از دوستان به اين سوال جواب دادند

gh gh gh gh

دوست محترم گفت فكر مي كنيد استاد با اين متن چه برخوردي كند ؟  زندگي يعني برگ خشكيده اي روي رودخانه اي در حال جريان ! “  و گفت و گفت.. از عشق و احساس و همان برگ  خشكيده اي كه استخوان هايش زير پاي ما مي شكنند و جيغ مي زنند و چه مي شد اگر ما پايمان راا ن طرفتر مي گذاشتيم !.

و گفتمش عزيز جان شايد استادي كه از بازگويي اين جمله”  چندي پيش ماه سبز – بنفش از پشت مه هاي ابي رنگ بر امد (لوركا)”  غرق در لذت مي شود ؛ از متن تو نيز استقبال كند و اين احتمال هم هست كه بگويد : چرا مثل دختر هاي دبيرستاني فهيمه رحيمي خوان نوشته اي؟! غم مخور و هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در همين حين و بين اتوبوس وسط خيابان ايستاد و با عمليات اكروباتيك در حال دويدن و با استمداد از خداي تبارك و تعالي و گرفتن ميله و يك پا در هوا ! به وصال رسيديم .

و تا رسيدن به مقصد بحث بر سر عوام الناس بود !!

كه عوام كسي است كه از خود انتظار نداشته باشد .

و پياده شديم و موضوع بحث تغيير كرده بود و در پي يافتن درد بوديم و اينكه انسانهايي كه درد را مي شناختند كه بودند و چه كردند ...كه به ناگاه دوست محترم فرمودند: ا  ا  ا   ا  . گفتمش تو را چه پيش امد كه احوالات متغير گشت ؟

و وي گفتند : ان اقاهه بي ادب ادامسش را اين هوا باديده بود ! (با دست اندازه اش را نشان داد )

بر او ياد اور شدم كه عوام است ..سخت نگير!

و ان دوست ديگر گفت : چنين نگو

او از ادامسش انتظار داشته كه اينقدر باد  شود پس عوام نيست!!

و وقتي به ماشين بعدي رسيده بوديم ؛ كلي بر معلوماتمان افزوده گرديده بود و فهيم گشته بويدم!

gh gh gh gh

              و اين هم چند قلت ديكطه اي  براي شنيدن سوت بلبلان و سوتي گرفتن ياران!

 

>>يک سوال..

شما چه دردی در سينه داريد؟

   + نرگس فتحی ; ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/٥
comment نظرات ()