شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

عيد غدير بر همگان مبارک

شب جمعه كه مي شه دل منو تنها مي ذاره    به گمونم كه مي ره كربلا سوغات بياره ...

مثنوي عارفانه و منظومه عاشورايي “ گنجينة الاسرار “ عمان ساماني حماسه نامه اي  است عاشقانه و بسيار شور انگيز كه بر تارك شعر و عرصه هنر عاشورايي  همچون الماسي خود نمايي مي كند .

 حقيقتا  ظرفيت بالايي مي طلبد خواندن اين مثنوي  كه اين بنده خدا بعد از قرائت چند بيت نزديك بود كه قالب تهي كنم

  و چنان  قلب در سينه به تپش افتاده بود كه گويي  ميل سماع داشت با ضرب اهنگ ابياتش .

 

پرده اي كاندر برابر داشتند         وقت امد پرده را بر داشتند

ساقيي با ساغري چون افتاب       امد و عشق  اندر ان ساغر شراب

پس ندا داد او , نه پنهان ,  بر ملا     “ الصلا اي باده خواران ! الصلا “

همچو اين مي خوشگوار و صاف نيست     ترك اين مي گفتن از انصاف نيست

حبذا زين مي كه هر كس  مست اوست   خلقت اشيا مقام پست اوست

هر كه اين مي خورد  جهل از كف بهشت      گام اول پاي كوبد در بهشت

اي كه  از جان طالب اين باده اي        بهر اشاميدنش اماده اي

گر چه اين مي را دو صد مستي بود    نيست را سرمايه هستي بود

از خمار ان حذر  كن كين خمار      از سر مستان  برون ارد دمار

درد و رنج  و غصه را اماده شو     بعد از ان اماده اين باده شو 

اين نه جام  عشرت است جام ولا است    دُرد او درد است  و صاف او بلا

( از كتاب سلوك خونين  گنجينه الاسرار  عمان ساماني )

<<<

ان الذين امنو و عملو الصلحات سيجعل  لهم الرحمن ودا

كساني كه ايمان اورده و عمل شايسته انجام  داده اند  به امر الرحمن  محبتشان  در دلهاي ديگر مومنان  وارد  مي شود و نفوذ مي كند .“سوره مريم ايه 96“

چند روز تو حظ اين ايه بودم !

خدايا شعله محبت علي (ع) و خاندانش را ابد در كنج دل هامان  زنده بدار .

 

 

 

   + نرگس فتحی ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۱٧
comment نظرات ()