شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

پريای نازنين چتونه زار می زنين ...

                                                                                                            

آه  پشت آه مي كشم

روبروي من نشسته اي و آه مي كشم ...روي لحظه هاي  عاشقم نگاه مي كشم... لرزشي گرفته ذوقم از تموج نگاه ...هي مرتب اشتباه اشتباه مي كشم ... خنده ام گرفته از خودم كه چند مرتبه ...چشمهاي ابي تورا سياه مي كشم ... تو به هيچ كس شبيه نيستي به هيچ كس ... يا كه  من فقط نشسته ام گناه مي كشم ...بعد ناگهان ستاره اي كه پاك مي شود ...دست مي برم به اسمان و ماه مي كشم ... ماه روبرويت آه ! يك نگاه سر به زير ..يك سپيده  آفتاب را گواه مي كشم ... آفتاب هم تبسمش كم است مبهم است ... پاك مي كنم و آه پشت آه مي كشم ........(خليل عمراني )

 

به بهانه جمعه اي ديگر

 بنال اي ني كه ايد  بوي نرگس ....بخوبي عطر او را مي كنم حس

 مي تونيد اين نوا را از>> اينجا<< گوش بديد

 

<<<

دخترك موهاي بلند و صافش را  افشان كرده بود كه با نواي باد در طرب ايند و روي هم بلغزند .باد صورتش را بوسيد. چشمانش  خمار  شدند و گونه هايش خيس و او همچنان مي رود آهسته آهسته ...تلانه تلانه .از ان بالا همه چيز زيباست  و ان دشتي كه ان دور تر ها  ديده مي شود زيباتر از همه و دخترك همچنان جلو مي رود و مي گريد

چمن ها  دست هايشان را دور گردن هم حلقه زده اند و  اواز مي خوانند  . پرنده ها مي رقصند . خرگوش ها  مي دوند . روباه ها خوشحالند كه خرگوش مي خورند . لاشخور ها خوشحالترند كه دخترك مي گريد و دخترك مي گريد و به سمت دره جلو مي رود

اي كاش كسي دخترك  را از چنگال نكبت خودش نجات مي داد

<<<

ديروز يه روز سگي بود از صبح يه بند گريه كردم . من هم مثل ساعد تو فيلم نقطه چين كه مي افته رو دور خنده ول  كن نيست اگه بيافتم رو مود گريه ديگه  تا زير چشمان به اندازه يه بند انگشت تو نره كوتاه نمي ام.خودم خوب مي دونم چه مرگمه راه حلش رو هم مي دونم  ولي خود ازاري دارم  همه كاري مي كنم كه لج خودم رو در بيارم مرض دارم ...دارم .مي دونيد اگه دزد مالتون رو ببره نبايد به كسي بگيد , چون غم از دست دادن مال يه طرف  ؛ شماطت  اطرافيان هم يه طرف . اين هم مثل قضيه من است  اگه بگم چمه  با دو بامبي مي زنيد تو سرم كه  خاك بر سر ت كنند . ( شرمنده اگه به روم هم نگيد تو دلتون مي گيد) ولي حالا كه دارم مي گم بذاريد بگم  .. به اين سالي كه گذشت بد و بيراه بگم  ا‏‎‏َ ه اَ ه سال بي تربيت . دوستت ندارم  :D  خوب تنبيه شد ديگه  . از خجالتش قول مي ده براي ابد سال 82 تكرار نشه  . حالا من هم نشسته ام زار مي زنم كه سر جدت تكرار شو كارت دارم :( (

 

 

   + نرگس فتحی ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۳٠
comment نظرات ()