شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

ظلم را ديدی؟

 

 

ظلم را ديدي برادر

شيون را چشيدي خواهر

نگاه كن  ببينم تو بودي كه مي گفتي حسين خونخواه بود ...

نگاه كن ببينم تو بودي كه مي گفتي اسلام جنگ خواه است ...

گمان كنم كه اگر دستانت را بر چشمان خواب الودت بمالي   و نيم نگاهي به كربلا بيندازي خون هاي ريخته شده بر زمين و زمان را خواهي ديد ...

خون  مردمان بي سلاح ....

خون زن و مرد  زائر و عابر ...

نگاه كن ببينم  اينها با كسي جنگ داشتند كه كشتنشان ...

ظلم را ديدي ...

زهر كين را  مزه مزه كردي ...

حسين هم با كسي جنگ نداشت  ... مي داني؟

مي داني چرا از مدينه زن و بچه را برداشت  و رفت ؟

مي داني چرا از مكه .. ميان  مراسم حج  ... گذاشت و  از بيت الله خارج شد ؟

مي داني چرا وقتي گفتند  به  كوفه حق نداري بروي و به مدينه نيز ... هيچ نگفت و راهش را گرفت و رفت به سوي كربلا ؟

نه كه نتواند بجنگد !!  نمي خواست كه جنگ بشود !

 ولي با سنگپرانان نادان چه مي شود كرد ؟

 تا بحال  سر و كارت با كوردلان  شكم پرست افتاده است ؟  

مدارا تا چه حد ؟

امروز ظلم را ديدي ؟

ديده ايم ... نه فقط امروز  ..

ديده بوديم ...8 سال  در ايران تا مغز استخوان چشيده ايم ...

هر روز ... از فلسطين گرفته تا كربلا ....

غيرتت را كجا مي خواهي خرج كني برادر ؟

كجا عزيز تر از دين

چشمانت را باز كن خواهر

ظلم را ديدي؟

 

 

شهادت  خواهران  و برادرانمان را در  شهر هاي كاظمين و كربلا و كشور  پاكستان تسليت عرض مي نمايم

خدا را شاكريم كه دشمنان ما را از  جاهلان قرار داده

 

      

                                   

   + نرگس فتحی ; ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/۱٢
comment نظرات ()