شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

من و سميرا

من و سميرا با هم دوستيم .

من و سميرا  از سال اول دانشگاه با هم  دوست شديم .

سميرا دختر خوبي است

سميرا  چند سال پيش روز 2۲ شهريور  متولد  شده است

سميرا مثل اروپاييها است

سميرا با تلفن  كوناه حرف مي زند

اگر كار داشته باشد خداحافظي مي كند و مي رود

ولي  گاهي اوقات به ياد ادم است

سميرا موش موشي بوده است

الان مي گويد كه بزرگ شده است 

من تازگي ها وقتي با سميرا حرف مي زنم بغضو مي شوم

من تازگي ها وقتي  با كساني كه دوستشان  دارم  حرف مي زنم بغضو مي شوم

من هميشه با كساني كه خيلي خيلي خيلي  زياد  دوستشلن دارم دعوا مي كنم

من هميشه با كساني  كه دوستشان دارم خيل يد دعوا مي كنم

من به كساني كه دوستشان دارم لعنتي مي گويم

من هميشه با فرورديني ها دعوا مي كنم

سميرا  من و نرگس را يادش مي ايد حتما

من اول دوستي هايم عاشق مي شوم و خيلي خيلي خيلي دوست ميشوم ولي بعد عاقل مي شوم و  مثل ادم ها  دوستم را دوست مي دارم پس كمتر از قبل دوستش دارم ولي عاقلانه دوست مي شوم

من سميرا را هميشه يه جور دوست داشته ام

چون سميرا به اندازه من و خودش عاقل است

پس سميرا دو تا عاقل است 

پس سميرا خيلي دختر خوبي است

و من سميرا را دوست دارم

پس سميرا تولدت مبارك

ولي من هيچ وقت ادم نمي شوم

من هميشه دق و دلي هايم را در دلم جمع مي كنم و يك هو منفجر مي شوم

من قلبم زود له مي شود

من خيلي زبان گزنده اي دارم كه وقتي اذيت شوم ازش  بي رحمانه استفاده مي كنم

اذيت كردن من اصلا كار سختي نيست

من خيلي  غير منتظره اذيت مي شوم

من يك دخترم و دخترها سيب گلابند

پس قلبشون زود جمع ميشه و اگر نتونن گريه كنن جيغ ميزن

من ميدانم كه اگر  ليلي  نبودش هيچ ميلي   نمي شكست ظرف اقا هه رو ان جوري   

من كه گفتم ادم بشو نيستم 

اي كاش ياد مي گرفتم خورد خورد حرف بزنم تا يك هو منفجر نشوم

پس من از همه كساني كه باهاشون دعوا كردم معذرت مي خواهم .

 

 

 

   + نرگس فتحی ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٦/۱٧
comment نظرات ()