شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

ای کاش هوايی می شدم از بس که زمينی ديدم

سلام

عيدتون مبارك

دلم مي خواد براتون حرف بزنم

دلم مي خواد وقتي حرف  هام رو خونديد  لبخند بزنيد

دلم مي خواد بعد از اينكه صفحه شعري رو بستيد  ،   واسه پنج دقيقه هم كه شده  بهش فكر  كنيد و از غم و غصه دور باشيد

شاد بودن واقعا سخت  تر از غمگين بودن است

ولي هنوز  جون دارم  كه  بگم و بخندم  تا شايد ان يه لحظه اي كه با هم هستيم يادمون بيفته جوونيم

پس دلم ميخواد يه چيزي  بگم كه لا اقل غمگين نشيد 

دلم مي خواد براتون حرف بزنم

ولي از چي بگم؟

×××

حال ندارم حرف رو بپيچونم

فقط مي گم

دلم براي غار حرا تنگ شده

براي اينكه بيرون غار روي يه تخته  سنگ صاف رو به كعبه وايسي و  و ذل بزني به چراغ هاي مسجد الحرام و احيانا كسي زيارت عاشورا بخونه و تشنه باشي

×××

دلم برا ش تنگ شده

چقدر اين روزها  سرسنگين شده با من

مي خوام  بهش بگم اگر  روز ها مي خوام كه بخندونم  ،  شب  بايد خودت  سنگ صبور گريه هام باشي

بايد بهش بگم  كه خونه دل شعري پر است از اتاق هاي تو در توي خنده و گريه

بايد بهش بگم صابخونه  ! همه كليد هاش رو  بهم پس بده

رو كنج بعضي طاقچه ها ا شايد كه  غبار نشسته باشه 

 

   + نرگس فتحی ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٦/٢۳
comment نظرات ()