شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

محرم هزار و ...

جهل چيز بدي است . حتي اگر به اين شكل باشد كه نداني كه را دوست داري و چه كسي تو را دوست دارد و چه كسي تو را چگونه دوست دارد و تو چقدر كه را دوست داري و فقط بداني كه دوست داري كه  يه كسي را دوست بداري !

كلاً جهل چيز بدي است

 

سارا

يك بار ديگر خواستم اينجا بيايي

دعوا كني , فحشم دهي ... اما بيايي !

من را بگو , خيسم ولي از اول صبح

چتر خودم  را بسته بودم تا بيايي

هي چتر من ! شايد تو هم فهميده باشي

بي مصرفي روزي كه بي سارا بيايي

وقتي كه زير پاي آدم , قالي برگ

سر مي خورد اما تو سر بالا بيايي

فكر كسي كه دوست داري با تو باشد

اما خودت آن تكه را تنها بيايي

ديگر كسي حتي جلودارت نباشد

وقتي بخواهي بين ماشين ها بيايي

سارا! دو ماه پيش يادت هست ؟!... با من

مي خواستي تا آخر دنيا بيايي

تا آخر دنيا نمي خواهم , همين جا

اصلاً همين جا مي نشينم تا بيايي

 

رضا سيرجاني 

 

راستي اگر جاهل نبودم هيچ وقت وبلاگم را به روز نمي كردم

 

سميرا جان  احساس عشق سبزترين نوع بودن است ..حتي اگر  كه گاه گداري گمان كني كه عاشقي و كسي در تو راه مي رود حتي اگر كه  گاه گداري گمان كني ... مگه نه عزيز؟...( اين هم از اون  جنس حرف هايي كه  حتي ديگه وقت نداريم   بزنيم !  خودشم  تو سلف دانشگاه )

   + نرگس فتحی ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢٤
comment نظرات ()