شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

بازگشت شعبون بی مخ ها

علی حاتمی کجایی که شعبون بی مخ هات دوباره برگشتن و ریختن تو خیابون ها

حالا همه فکر می کنن منم یه بی مخ جاهلم ! تو ام همین طور . همه فکر می کنن توام جاهلی ! آخه می دونی چیه اونی که کلاه جاهلی سرش بود چند وقت پیش کلاه منو برداشت یعنی ازم خواست که کلاهمو بهش بدم . من که اون موقع جاهل نبودم . الان چون این بنده خدا این کارا رو می کنه کلاه من بد نام شده .اسمش شده کلاه جاهلی . بقیه هم که منو با این کلاهه می شناختن الانا به من می گن جاهل . به تو هم می گن جاهل . آخه کلاه توام شبیه کلاه منه. شبیه همون کلاهی که اون بنده خدا برداشته

ما همه بی مخیم ! شعبون بی مخ لات ! چون یا این کاره ایم یا این کاره ها رو تکذیب نمی کنیم. جرات نداریم . چرا بکنیم؟ می خواهیم زندگی کنیم ! اگه بشه ؟ باید سر غروب برم خونه . اوضاع خیابونا ممکنه هر لحظه شعبون زده بشه

وای حالا در و  همسایه چی می گن؟

هر کی شعبون بی مخا رو ببینه فک می کنه منم . فک می کنه تویی! ببین یه کلاه چه جوری کار دست آدم می ده . از قدیم گفته بودن کلاتو سفت بگیر ها... گوش ندادم.

وای چرا پس تقویم سال 2011 اس؟ مگه الان عصر جاهلی نی؟

وای ... مگه اینجا جهان سوم سال 1920 اون طرفا نیس؟ 

هست دیگه . اگه نبود پ چرا جهالت از در و دیوار بالا می ره؟

   + نرگس فتحی ; ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۸
comment نظرات ()