شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

گل ها چه ميکنند

امروز دوستم برام گل آورده بود اينقدر ذوق كردم كه نگو ...
بهم گفت اگر مي دونستم اينقدر خوشحال مي شي هر روز برات گل مي آوردم
يك بار هم برام يك عالمه گوجه سبز آورده بود كه بينشون گل محمدي ريخته بود ..
هيچي ديگه همين جوري گفتم دلتون بسوزه
به همين مناسبت مردم ديدگان شما را متبرك مي كنيم با شعري از شاعر معاصر (اين بنده خدا)
كه ناگهان قريحه ادبي اش با ديدن چند شاخه گل چيده شده از باغچه همسايه متجرق شده (جرقه زده)
اهل كاشانند
روزگارشان بد نيست
خانه اي در جردن
و يكي در دهشان
كه به تابستان ها
كه چه بادمجان ها
به ايوان خانه خاله شان خوردند
و نظارت بكردند ايشان بر مردم ده
و بگويند ها ها

چه شله زرد ها پختند
تعريف هاش آوردند
بنديديم همي ما يكي از آنها را
اها...


هر كس اين فرد را يافت به شهرداري كه در به در دنبالش مي گردد؛معرفي نماييد
مشخصات مجرم فراري
اين دوست جون جان ها از آن دسته آدم هايي است كه دير خوب بودنش كشف مي شود
براي همين است كه سال اول چشم نداشتم ريختش را ببينم
(لازم بود اينجا اين را ياد آوري ميكردم چون زياد تحويل گرفته مي شد براش خوب نبود )
ولي الان اينقدر دوستش دارم كه اگر نبينمش باز هم برام فرقي نمي كنه !!



   + نرگس فتحی ; ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۳/٢٧
comment نظرات ()