شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

اين لحظه تلخ وداع است

آري بيا با هم بگرييم بر ياد ياران ودياران
اي همسخن اي همقفس اي دوست اي يار
اين لحظه تلخ وداع است
در چشم فرياد غمگين جدايي است
فردا ميان ما حصار كوه و درياست
آخ
عجب درديست ياران را نديدن
رنج گرانيست
بار فراق نازنينان را كشيدن
اما چه بايد كرد اي يار ؟!
بايد ز جان بگذشتن و بر جان رسيدن
مي ترسم از ترس
ترسم كه اين ديدار آخر باشد اي دوست
اي عهمنشين اي همزبان اي وصله تن
اي يادگار روزهاي خوب و شيرين
وقتي چو مرغان از كنار هم پريديم
وقتي به سوي آشيانها پر كشيديم
ديگر زفرداهاي مبهم نا اميديم
شايد كه زير آسمانها ما نمانديم
شايد كه ديگر
با هم گل الفت نچيديم
بايد به كام دل بگرييم
شايد پس از اين
يكدگر را
هرگز نديديم
امروز قرار بود با بچه ها دور هم جمع بشيم و آخرين روز هاي كنار هم بودن را خوش باشيم ولي من نرفتم ...بنا به دلايلي ....
1تنبلي
2ساعت 4بعد از ظهر تو گرما
3مسائل امنيتي و تجمع بيش از 2 نفر ممنوع (اين ممنوعيت از طرف والده مكرمه صادر گرديد)
4كلا اصلا اصولا خوش گذراندن حرام است
5 زدن رقصيدن حرام است
6 كي خواست برقصه !
چرا رقصيدن حرام است ؟!
در چه صورتي حلال است
اگر تا زمان حلال شدنش نرقصي آن موقع از كجا بايد بلد باشي ؟!!
دوستان و فارغ التحصيلي را بي خيال ...رقصيدن يا نرقصيدن مسئله اين است !!
الان از خونه همسايه بغلي يك آهنگ غمگين گذاشته ..خدا خيرش بده ..به حال و هواي ما مي اد
ديروز رفتم مهماني
نماز امام زمان و از اين برنامه ها ...خوب بود هر چند مثل هميشه شعر هايي را كه خانمه مي خوند را بعضا قبول نداشتم
آخر مجلس هم يكي از دوستان كه يك پسر داره واين مادر اكتيو همش دنبال عروسه داشت يك دختر را نگاه مي كرد من هم بد جنسي نكردم گفتم خيلي خوشگله ...مامان هم دنبال حرفم را گرفت .خانمه كه فهميد چشماش لوش داده يك بحث مفصلي راه انداخت اندر حكايت اخلاقمندي به از زيبارويي است و از اين حرف ها ...جون خودش اگه دختره خوشگل نبود كه اصلا تو به فكر اين قضيه نمي افتادي
دارم هذيون ميگم !!
عيب نداره اميدوارم به بچه ها خوش بگذره

   + نرگس فتحی ; ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٤/٤
comment نظرات ()