شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

به انتظار طلوع

به زندگي اميد نيست
در اين فضاي مرگبار
در اين فضاي تنگ و تار
كه انتظار مي كشد ؛طلوع يك ستاره را ...
*
ستاره ها!!
تو اي بزرگ تر ستاره ام !طلوع كن
ببين سياهي آشناي ماست
ببين هميشه هر غروب
به روي بام آرزو
در انتظار ديدنت ؛چقدر رنج مي برم
به هر طرف نگاه ميكنم
به اين سياه آسمان بي ستاره هم...
*
ستاره ها !!
تو اي بزرگ تر ستاره ام !طلوع كن
تو سرمه حقيقتي
به روي پلك چشم من
تو چشمه سار زندگي
ميان شوره زار مرگ
ببين دست هاي زندگي كشيده شكل مرگ را
ببين شكل زندگي چگونه مسخ مي شود
در اين فضاي مرگبار
در اين فضاي تنگ و تار ....
كه انتظار مي كشد طلوع يك ستاره را ....


اي كاش واقعا هميشه هر غروب به روي بام ارزو براي ديدنت در انتظار بوديم ....اي كاش
خدايا خيلي وقت است به اتاق تنهايي هام نرفتم ....غبار همه پنجره هاش رو گرفته ....خيلي وقت است ديگه به آسمون هم نگاه نكردم ....
شعر ازكتاب آرامش...علي صفايي حايري

   + نرگس فتحی ; ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٥/٦
comment نظرات ()