شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

 

بعد از سال ها زحمتي كه برات كشيدم بعد از آن همه كه بلا سرت آمده هنوز ياد نگرفتي محبت كني بدون هيچ چشمداشتي .مگه بهت نگفتم اگر اين كار وبكني دو تا فايده دارد اول اينكه اگر محبوب التفات نكرد چون توقعي نداشتي خيلي ناراحت نميشي دوم هم اگر به اندازه گوشه چشمي نگاهت كرد از خوشحالي بال در مي آري .
ولي خيلي كار سختي است مدام بايد افسار تو بگيرم .
اي توسن سركش اي دل من
پسه ديگه پس كي مي خواهي رام بشي چقدر اذيت مي كني !
تو كه مي داني از اين چهار ديواري قاعده وقانون و شرع وعرف نميتوني بري بيرون چرا گاهي خودت را به در وديوار مي زني
اينجوري فقط يك مدت درد حاصلت مي شه وبس
اين رو هم مي داني كه اين ديوار ها محكم تر از آن هستند كه بشه خرابشون كرد.
پس آروم باش
كه اگر آروم باشي شايد گه گاهي تا كنار پنجره ببرمت و بيرون رو نشونت بدم
نمي خواد بپرسي مي دانم چي بهم مي گي مي خواهي بري بيرون شيطنت كني
ولي نميشه اجازه نداري
سيس هيچي نگو
فقط مي دونم از ذرخت ممنوعه نبايد مي خوردي !
حالا همين جا آروم بگير اين تو امن تر .

   + نرگس فتحی ; ٦:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱٤
comment نظرات ()