شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

 

سلام طاهره خانم
اين رو ماماني مي گه ....هر وقت صداي اين پرنده رو مي شنوه
به ياد ان دوست خوبمون
به ياد ان زمان هايي كه ايران بود
به ياد ان روزهايي كه كنار حياط با هم مي نشستيم سبزي پاك مي كرديم ...چايي مي خورديم ...حافظ و سهراب مي خونديم
و اين پرنده مي امد روي نرده هاي ديوار مي نشست و ميزد زير آواز
طاهره خانم يه نگاه به پرنده مي كرد يه نگاه به ما
و مي گفت هر وقت اين پرنده آمد ياد من بيافتيد
سلام طاهره خانم ....
......
پرنده تو آن روز چي مي خوندي
نواي جدايي بود كه تو سر داده بودي ....و آنقدر زيبا خوندي كه ما محو صدات شديم و غم آوازت رو درك نكرديم
چرا بايد هميشه از كساني كه دوستشون داريم اينقدر دور باشي؟
مگه ما همش چند تا دوست خوب داشتيم
پرنده ديگه هيچ وقت زماني كه چند تا دوست كنار هم نشستند ,نخون
دلم تنگ است
پرنده فقط براي من بخون

   + نرگس فتحی ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٢
comment نظرات ()