شعری(درخشانترین ستاره آسمان است ) ...

:)

نمي دونم دلم ديوونه كيست

اسير نرگس مستونه كيست

نمي دونم دل ديوونه ما كجا مي گردد و در خانه كيست

بيا بيا ...يا بن الزهرا

 

ghghghghghghghghghghghgجواب سوالي  كه چرا زنها اينقدر احمقند ؟

خوب معلومه براي اينكه بتونن عاشق مرد ها بشن ديگه

 

ولي خودمونيم ها ....هيچكس تو جواب اين سوال جيغ نزد ....هيچكس موهاش رو نكند ...هيچكس صورتش رو چنگ نزد ...فقط همه خيلي اروم و متين امدن گفتن ...نـــــه ....نه اينطوري كه تو مي گي نيست ...لا اقل به اين شدتي كه تو مي گي نيست ....البته مجنون هم گفت كه صبر داشته باش ...نمي دونم صبر براي چي ...براي اينكه خلاف اين ثابت بشه ....يا حقيقتش ... ها ها ها

مخلص كلـــــوم  اينكه همه انگار يك جورايي اين موضوع رو  قبول داشتن

خوب حالا هم براي اينكه به محضر عشاق عزيز بر نخوره ...هم براي اينكه شعرا يه ذره تريپ عشخي عاشخي به خودش بگيره و طرف دار پيدا كنه ....رفتم  تو حياط ...رو كردم به چنار جلوي خونه و براش يه شعر خوندم و يه كم ته دلم فكر كردم كه چقدر خوبه كه گاه گداري آدم احمق باشه ...كه عقل هميشه به درد نمي خوره !!

 

 

 fhghاحساس عشقghgh

 

چشمي بخند ! اين كه مرا شادمان كني

كاري خلاف رسم قديم جهان كني

آنقدر تشنه ام كه تو بايد به خنده اي

اين تشنه را به شير و عسل ميهمان كني

در من هزار و يك شب دلتنگ و بي قرار

چشم انتظار اين كه خودت روزشان كني

مجنون منم و اين كه دعا مي كنم خودت

فكري براي ليلي اين داستان كني

گاهي فقط دريچه بازي , غنيمت است

تا رو به بي نهايت هفت آسمان كني

احساس عشق سبزترين نوع بودن است

حتي اگر كه گاه گداري گمان كني

كه عاشقي و در تو كسي راه مي رود

حتي اگر كه گاه گداري گمان كني

سيد عبد الرضا موسوي

   hg  

باز هم از همه عزيز هايي كه امدن و با متانت جواب دادن, ممنون  

 

 

   + نرگس فتحی ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٢۸
comment نظرات ()