مرده و قولش

: به خدا دختر خوبیه خوشبختت می کنه ، این را گفتم و خرچنگ دلم شروع کرد به راه رفتن . دوستم بود از سال ها پیش ،از زمان کیف وکتاب ،از زمان زیر پایی گرفتن، از وقت تقلب رساندن .

هر دو ساکت شدیم  او به سمت در خیره شد ونگاه من به سمت تخت .

: بسازه ، خیلی با معرفته ، پاکه . این را گفتم و خرچنگ دلم جولان داد .

او سرش پایین بود و من خمیده .

با انگشت پایش بازی می کرد جایی پایین تراز آن پیدا نکرده بود که سرش بالا نیاید سرخ نبود، کبود بود و من زرد و سرد .

: بهش قول دادم خوشبختش کنم .

رفت سراغ نخ های قالی و زیر لب گفت: خب بکن.

: تو خوشبختش می کنی . من ... خرچنگ کارش را کرد؛  رسیده بود به دلم ، به قلبم ،چنگ انداخت و ول نکرد. دستم را گذاشتم روی قلبم .

: نشد، نتونستم، بهش نارو زدم، دست خودم نبود، هرز ...

دور اتاق راه می رفت.

:  مرده و قولش، نخواه مَردیم بیشتر از این له شه .

گل های قالی قطره قطره اشک خورد.

: بهش قول داده بودم خوشبختش کنم ، مرده و قولش. اگه تنها بمونه می میره.

سرش تاب برداشته بود. می شناختمش . سرش تاب برداشته بود  نمی فهمید آنچه را که می شنید. سرش ... تاب... می شود رفیق رفیق را نشناسد ؟ می شناختمش.

دو دستش روی سرش بود همان سری که تاب برداشته بود. داشت می رفت که تمام صدایم شد التماس

: دوس دارم  وقتی اسمش از شناسنامه ام در می آد ...اسمش... کنار اسم تو بخوابه.

رفت .

و دلم ،قلبم ،کاسه خون شد و پشت سرش به سلامتی ریخت روی زمین، به سلامتی مردترین رفیقم

 و زنم ... زنش!

 

/ 49 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
....

ببخشید من تازه با وبلاگتون اشنا شدم میتونم بپرسم اسم همرتون جیه؟

...

یه کلمه جا موند همسرتون[خجالت]

یه لطفی می کنید تو برنامه در مورد قسمت نقالی یه کم توضیح بدین! برای من و امثال منی که بچه تهران نیستیم یه خورده غیر قابل درک و ببخشید البته بی معنیه این بخش! این نقاشیا که نقالتون در موردش قصه میگه رو در و دیوار تهران وجود داره؟ و قصه شما یه برداشت آزاد از اون نقاشیاست؟ لطفا فکر نکنید که همه ملتی که برنامه شما رو میبینن تهرانی هستن!

رها(مریم اسدپور)

سلام نرگس خانم نازنین...[گل] آقای جوادزاده که حسابی بی خیال وبشون شدن، دلمون به شما خوش بود که شمام قصد ندارین بیاین!!! ولی من باز میگم،البته به آقا حامدم گفتم ولی گمون نکنم بخونن!!! نرگس خانم چرا دیگه صدای حاج وحید جلیلوند نازنین رو پخش نمی کنین؟؟؟ ما دلمون به شنیدن صداشون تو نیمروز خوش بود که اونم...! خواهشا دوباره صداشونو پخش کنین... جلو جلو ممنونم... یاعلی...

مبینا

چقد بد ادم دلش عطه میشه. واقعا چرا؟

قاصدک شب(مریم)

نمی دونم چی بگم وقتی نوشته فیلم یا خاطره ای از رفاقت میخونم میبینم میشنوم دلم میگیره. برای امروزی که کمرنگ شده رسم رفاقت نه تنها رفاقت نمیکنن بلکه نمیزارن رفاقت کنی ولی خیلی سنگین بود مطلب تو کتم نمیره

بهاره 93

سلام این پستتونو الان خوندم خیلی یه جوری بود .چرا حاضرشده بود ازعشقش بگذره؟فقط به خاطر دوستش؟زنش این وسط آدم نبود که نظرش مهم باشه؟شاید اونم دوست داشته شوهرشو شایدبا گذشت زمان میبخشیدش.

ناشناس

سلام من خیلی دوست دارم که مجری بشم استعداداش رودارم ازهرنظر میشه راهنماییم کنید من پارتی ندارم پارتیم فقط خداس