کار از کار گذشته

- هوشّه! یواش

--  ها؟ خو حالا چی شده مگه؟ لباس کاره دیگه! واسدا بتکونم.

-  لازم نکرده. بده من اون استنبولیو... گندت... اَه ... بتّرکی .

--  خب از دستم در رفت.

- سیمانه ، مگه حالا می ره. نون نخوردی!؟

-- م...

+ بفرمایید.

- فاتحه اشو می فرستم، دستم کثیفه. پسر جون مراقب باش.

-- من می خوام،  آقا داوود بردار لاش گردو داره ها.

- تو بخور که دستت گیر نداره، بابا بجنب این حیاط باید تا غروب تموم شه.

-- الان

- اِ... دِ ... آقا پسر بِت گفتم مراقب باش دیگه نیگا چی کار کردی؟

+ آخ کفشم سیمانی شد!

- یارو رو ببین نگران کفششه! اَکِهِی. برو دیگه کار خودتو کردی. توام اینجا رو دوباره ماله بکش.

-- اَه...

-  اول برو چار تا سنگ بذار اونجا ملت گند نزنن تو سیمانا.

-- گذاشتم بابا خیالتون تخت.

صدای اذان در حیاط پیچید، چراغ ها هنوز روشن نشده بودند. ولی آنقدر هم تاریک نبود که یاکریم ها  یا علی بگویند و دل از دانه ها بکنند ولی آقا داوود و شاگردش  می خواستند بروند. از معبری که هنوز سیمان نکرده بودند گذشتند. یا کریم ها دسته ای هول کردند و به هوا پریدند ، تا نزدیکی های گنبد فیروزه ای. آقا داوود و شاگردش به سمت شیر آب رفتند. نسیم خنکی از روی حوض بلند می شد و با خودش بوی حلوا می آورد. شاگرد دست هایش را شست و لای موهایش کشید و آقا داوود  شلوارش را تکاند و آب زد. بعد همان طور که خم بود و با ناخنش ریزه های شن را از شلوار می کند، نیمچه نگاهی به سمت سیمان کاری شده ی حیاط انداخت و به شاگرد گفت:

- خوب این دفعه مردم رعایت کردن ها! سیمانه هم یه دست شده.

-- هووم! گفتم خیالت تخت!

صبح اول وقت خورشید بالا آمده و نیامده یا کریم ها بدون اینکه به رفیق و همسایه کاری داشته باشند با عجله به زمین نوک می زدند وبرداشتن دانه از عمق نیم سانتی کمی کار را برای خودشان سخت کرده بود. سنگ فرش سیمانی کف حیاط امام زاده، به رد پای انبوهی از پرنده ها آذین بسته شده بود . طرحی مثل تجمع قاصدک های توی نقاشی های کودکان. 

/ 64 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره سپید

پیشنهاد میدم نرگس جون وبشو تاییدی کنه چون مردم جنبه ندارن[عصبانی][عصبانی] اولا که بتوچه؟؟ دوس داره چادر میپوشه دوس داره آرایش میکنه[سوال] دوما که بله که قابل تایید و تقدیرن ایشون پس اونایی که وقتی یه آقا باهاشون صحبت میکه میترسن خوبن آیا؟؟؟؟ سوما همین حرکتا رو میکنیین تو دنیا میگن زنای ایرانی عقب ماندن مث زنای عرب ! خبه یه طوری باشیم که.... لا اله الی الله ببین چطو رو اعصاب آدم راه میرن! اصلا مگه شما حراصت سازمانی خواهر گلم؟؟؟[تعجب]

ستاره سپید

میتونید دوس ندارید نیایید اینجا و برنامه هاشونو نبینید شما همون برنامه ها ماهواره که توش اصلا دروغ و ریا نداره رو ببینید![قهقهه][قهر]

سلام ببخشید شما تابستون کلاس دارید؟کجا و چه زمانی؟

زهرا.ر

جوابتو خوندماااااااااااا چه خوبه من همیشه دچار توهمات کاذب باشم کاذب بودنش میچسبه !

مهسا

چقد خوب که حامی حرفای خانوم فتحی کسیه که اصلا نماز نمی خونه...ما اول باید مبانی رو بشناسیم و بپذیریم بعد بیایم سر ظواهر... خداروشکر همه صادقن اینجا!

زهرا.ر

سابقا که نرگس خانم از چت رم شدن اینجا خوششون نمیومد .پس بهتره برید وب همدیگه بحث کنید خیلی هم خوبه ما هم شرکت میکنیم تو بحثتون !

فاطيما

سلام خودمونيم نركس جون بايد بكيم تا جوابمونو بدي....كجاييد؟؟نيستيد

مرضیه پویان

امام خامنه ای: ببینید چه کسی برای دشمن خطر آفرین است، همان شخص، بهترین خادم ملت است. اوباما: جلیلی برای منافع ما در دنیا، خطر آفرین است.

زهرا

سلامممممم! خيلي قشنگ بود از همه قشنگ تر اون ادبيات كوچه بازاريش بود راستي تا يادم نرفته آدرس وبلاگتون رو جزوي از پيوند هاي وبلاگم كردم اشكل كه نداره bahboodi00.parsiblog.com درضمن سلام من رو به طور مخصوص به داداش روا برسونيد بگيد zrz سلان رسوند سپاس...[چشمک]

زهرا امینی فرد

سلام خیلی وقته مشتری پر و پا قرص وب پر وپیمونتون شدم ولی خوب نظر نمی دادم حالا شما بزار پای بی معرفتی اما من رو حسابای دیگه ای نظر نمی دادم!! اگه لطف کنی و وبلاگ منو با نگاه مهربونت تماشا کنی ممنون می شم وممنون تر می شم اگه برام نظر بگذاری و خیلی ممنون تر می شم اگه قابل بدونی و اسمم تو لیست دوستای وبلاگیت ببینم منتظرم