مغضوب عليهم هستم ...خوشوقتم !

بعد عمري سراغ شعري  امدم فقط براي اينكه نميرد <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خوب بميرد ...

 

چندين بار امدم براي خانم زهرا بنويسم ولي نشد ..

هر كسي كه نمي تونه  از اين نازنين  حرف بزنه . لياقت مي خواد .

اينطوري بهم فهموندن كه تا طاهر نشدي  نمي تواني براي ياس بنويسي

هر چند اين روز ها ياس رو سر سجاده هامون داريم و با ديدن هر كدوم هم يك يا فاطمه تو گلخونه دل شكوفه مي زنه ولي اين مهمه كه بتوني  شكوفه اول رو تا امدن دومي زنده نگه داري . تا عطرش  از نفست بيرون بزنه .. تا دوباره پيشونيت از نور فوران بزنه  تا دوباره چشمات مواج بشن  تا دوباره وقتي مي گي  فاطمه تو دلت جمع بشه  تا دوباره ياد بقيع بيفتي  تا دوباره  ياد تابوتي بيفتي كه علي به دوش كشيد  ...

تا دوباره ياد علي بيفتي ...

تا دوباره ياد علي بيفتي .......

تا دوباره علي ياس رو سجادت بذاره .. تا  وقتي از خواب پا ميشي  بالاي سرت ياس ببيني  .... تا دوباره علي به ياس خونت اب بده

تا دوباره دلت علي اي رو بخواد كه  برات ياس بياره ...

تا دوباره دلت اب بخواد

اشك بخواد

فاطمه بخواد

بقيع بخواد

 در سيماني مسجدش را كه بوي عطر مي ده  بخواد

 تا دوباره دلت علي اي رو بخواد  كه قبل از اينكه  روي موهات ياس بچينه  دلت رو اكنده از بوش كنه ....

 تا اخر هم نفهمي كه علي رو مي خواستي يا ياس هايي  رو كه مي اره .............

  

.

 

ميان اين همه شب فرض كن ستاره نداري

ميان سينه ما نيز يادواره نداري؟

ميان  اين همه چشمي كه بي ستاره  ي اشكند

تو غصه مي خوري  از اين كه يك ستاره نداري؟

 نجيب من ! تو بجايش  پر از ترانه دردي

تو

بغض

 اشك

غزل

روح تكه پاره

نداري؟

 

 

(از وبلاگ سياه مشق )

 

حرف براي زدن زياد دارم ولي ...

تمام شدم ...

بي تعارف

خالي شدم از معلومات و معنويات ...

و در حال تلاش براي احيا شدنم!

 التماس دعا

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبي

خوب می نويسی بنده خدا. رد می شوی به خانه ی ما هم سری بزن

Gojesabz

site ghashangi darid . omidvaram hamisheh movafagh bashid.

Gojesabz

site ghashangi darid . omidvaram hamisheh movafagh bashid.

مريم.آ

بعد از يه عمر که اومدی زنده اش کنی. از نفس مردم بهش ميدی؟

عسل

واي آخرين بيت شعرم نزديك است غزل خدافظي با همه خوبيها.......!

anti noghtechin

عزيز نقطه چين...آدمی که جرات نداره آدرس و اسمشو بگه حرف زیادی نمی زنه(این از نکته مردونش اگه مردی)...و آدمی که قصدش انجام وظیفس توی جای عمومی امر به معروف نمی کنه(اینم حکم شرعی اگه ادعای شریعت داری)....و آدمی که ادب داره به بزرگترش.خاصه اينکه خانوم باشه.نمی گه چرت و پرت نويس(اینم درس ادب.البته معلومه که با ادب میونه ی خوبی نداری)...و مهمتر از همه اينکه کسی که چیزی حاليش نيست و به قول خودش کوچيکتره از مرحله ی پوچ و نقش رسانه ای و کلماتی که تو دهنش سخت می چرخه حرف نمی زنه(بابت قسمت آخر از صاحب وبلاگ معذرت می خوام.اما از اونجایی که سه نقطه فاقد ارزش شخص حقیقی است تو هین به نقطه ها را جایز می دانم.و با این حال به ضعم خودم رعایت ادب کردم و...)...يا حق

anti noghtechin

خدمت حضرت شعرا هم عرض کنم که خيلی زيبا و سيال نوشتی...و کلا متنای جديدت خيلی بهتر از قبله.بهتر از زمانی که رنگ وبلاگت زرد بود...و هر روز بهتر از قبل می نويسی...موفق باشی...ياحق

حاج محسن

با سلام و با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا س:::: بيا بنشين علي جان روبه رويم ::: که باشد با تو امشب گفتگويم::: بنه مولي به دامانت ســــر::: من ::: که اين باشد علي جان آرزويم ::التماس دعا یا حق

erotica

يادش به خير مام يه موقعي پايه بوديم واسه دعوا...ندارم شعرا جان ندارم حتي تكه پارش!

حامد

سلام چشمه باش تا هميشه جوشش داشته باشی و هيچ وقت تمام نشوی. بايد به اب های زير زمينی وصل باشی. اميدوارم باشيد جاری باشيد... تا حسين.