خرخاکی خانوم

خرخاکی خانوم یه دونه ی هزار دونه پیدا کرد. مادربزرگش گفته بود که این میوه کمیابه و خاصیت های زیادی داره. خرخاکی خانوم قصه ی ما گفت حالا که این میوه خوبه پاشم از این میوه به همه ی هم محلی هام بدم.

تو سیزده قسمت پیش همه ی همه می ره ولی خیلی از مردم بد اخلاق میوه رو نمی خورن و دور می اندازن به غیر از بچه ها! 

بچه ها میوه رو خوردن و شاداب شدن! همه آخر قصه می رن تو جشن تولد یکی از هم کلاسی ها و راز میوه ی هزار دونه فاش می شه.


قسمت اول ، قسمت ششم ، قسمت دهم و قسمت آخرش رو برای دانلود می ذارم.

صدای قصه گو خودمم که اگه بشنوید متوجه می شید سرماخورده بودم.

/ 87 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

سلام ... شما که دلت برا ما تنگ نمیشه استاد ولی ما خیلی دلمون برا شما تنگ میشه!! اومدم بگم آپم ... دوسدارم نظرتونو بدونم ... خوشحال میشم قدم رنجه کنید [نیشخند]

صدف

نرگس خانوم مگه اشکالی داره ادم بادو تا اسم کامنت بذاره من اسمم حدیثه ولی چون از اسم صدفم خوشم میاد با این اسم هم کامنت میذارم ولی اگه شما دوست نداری تا نذارم

هستی

سلام نرگس جون خوبی؟ خسته نباشی خانوم واقعا خسته نباشین موفق باشین

حنانه عبدلی

سلام با عکسهایی از عبدالله روا که مطمئنم هیج کجا ندیدین آپپپپپپپپپم هرکی نیاد از دست داده دیگه خود دانید[گل][گل][گل]

فاطمه اعتمادی

[گل][گل]

ریحانه

دلم تنگتون بود...همین! بوس حتا...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب و احترام بسیار زیبا بود و از خواندن آن لذت بردم ارادتمند رئیسی گرگانی ********** دستش را تنگ حلقه کرد عطر زن را بویید و مست .... پایش خورد به لیوان آب □ زن پژمرد! شعر از شبنم امیری

نارگل

مطمنی شما نویسنده هستی؟؟ خیییییلی بد می نویسی..[وحشتناک]

ستاره

شما خیییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییییییییییی بد می نویسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

شقایق

[اضطراب][وحشتناک][قهر]